عید لبخند

همه جا پر از این خجسته نداست
نه ماه ربیع عید خداست
عید کل زراری زهرا
عید لبخند سیدالشهداست

عید لطف و کرامت مهدی است
که طلوع امامت مهدی است

عید بر روی حق تبسم ماست
ذکر یا بن الحسن تکلم ماست
عید اکمال دین شده تکرار
بلکه عید غدیر دوم ماست




فتح قرآن و دین مبارک باد
عید مستضعفین مبارک باد

ای به دستت نظام یا مهدی
دولتت مستدام یا مهدی
به ائمه به انبیاء تبریک
که تو گشتی امام یا مهدی

از تو قانون عدل پاینده است
به تو این موهبت برازنده است

از دو عالم یم کرامت تو
فتح پیغمبران امامت تو
دست حق خلعت امامت را
دوخته از ازل به قامت تو

به قیامت قسم قیامت کن
پسر فاطمه امامت کن

دیده ها روشن از تجلایت
سینه ها جنت تولایت
لب ختم رسل دعاگویت
چشم زهرا به قد و بالایت

که جهان را محیط نور کنی
کعبه را روشن از ظهور کنی

غایبی و زعامتت پیداست
پشت ابری کرامتت پیداست
معنی انسجام اسلامی
در طلوع امامتت پیداست

مانده چشم مسیح منتظرت
تا بخواند نماز پشت سرت

خیرمقدم که دیده خانه ی تو است
هر چه دل هست آشیانه ی تو است
ذوالفقار علی به قبضه ی مشت
پرچم کربلا به شانه ی تو است

بر تنت جامه ی رسول خداست
در رگت خون سیدالشهداست

قلب یاسین و زاریات تویی
روح طاها و محکمات تویی
پدر آدم و بنی آدم
پسر طور و عادیات تویی
ناشر رایه الهدایی تو
به خدا حجت خدای تو

به دو عالم نظام کیست تویی
به عدالت قوام کیست تویی
به جهان ها ولی قائم امر
به زمان ها امام کیست تویی

تو، همانا، تو حجة اللهی
تا قیامت بقیة اللهی

روح بخش مسیح ها دم تو است
هر کجا عالمی است عالم تو است
یوسفا همچو دیده ی یعقوب
کعبه چشم انتظار مقدم تو است
چه شود میثمت در افشاند
در حضورت قصیده ای خواند

شعر از : حاج غلامرضا سازگار

دیدار یار ...

حسین جان

همه به پابوسی تو می آیند

طبق معمول من بی سر و پا جا ماندم...!

پی نوشت :

- اربعین حسینی و خدمت همه عزیزان تسلیت عرض میکنم .

- این ایام روزهای آخریه که برای دفاع از پایان نامم آماده میشم برای همین خیلی سرم شلوغه و کمتر میتونم مطلبی بنویسم .

- ناصح امین ، پیر مراد و مرشد حیات بخش حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی ، دنیا رو به اهلش سپرد و رفت .

- خدا توفیق داد مدت زیادی و پای درسهای این استاد عزیز بهره بردم .

- امروز صبح که اولین پیامک ارتحال ایشون بهم رسید , به خدا گفتم : خدایا جوونها دیگه کجا باید برند؟

- کلاسهای این عزیز ، افراد زیادی و در مسیر حق قرار داده بود .

- روحشان شاد ...

کلاس درس ...

بسیجیان همه در راه حق قیام كنید

به جسم بی‌سر مولای خود سلام كنید
همه به جانب گودال قتلگاه روید
به آیه‌های به‌خون‌ شسته احترام كنید

بسیج، ذكرش باشد به صبح و شام: حسین

به وقت صلح حسن، موقع قیام: حسین
بسیج یعنی شاگرد مكتب شهدا
بسیج یعنی دلداده‌ی امام حسین

بسیج در نفسش انتقام خون خداست

بسیج سینه‌زن خط سیدالشهداست

بسیجیان شهادت‌طلب! زبانم لال
عزیز فاطمه در موج خون زند پر و بال
شما سپاه حسینید، وای می‌بینم
كه شمر روی نهاده به جانب گودال

همه ز دیده‌ی خود خون دل بیفشانید

مگر كه از كف او تیغ بازبستانید

بسیجیان! همه رو سوی قتلگاه آرید
كه جسم جان جهان را ز خاك بردارید
حسین مصحف صد پاره‌ی رسول خداست
مباد زیر سم اسب‌هاش بگذارید

مباد آن كه حرام خدا حلال شود

مباد خون خداوند پایمال شود

پی نوشت :

ـ بخاطر ایام سوگواری آقامون نتونستم زودتر این پست و بذارم .

ـ من همه زندگیم و مدیون مدرسه عشقم و هر چی دارم از روزهای خوب حضور در بین رفقای پاکی بود ، که مثل اونا رو هیچ جا ندیدم .

ـ روزهای قشنگی که با اون رفقا زندگی کردم و آموختم درسهایی که معلمش اخلاص و عمل بود .

ـ در مورد بسیج حرف زیاد دارم ، انشاء الله در فرصت مناسب حتما خواهم نوشت.

_ لبیک یا خامنه ای ...

محبت ...

امام صادق (علیه السلام) :

هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او میاندازد .

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد

از سمک تا به سهایش کشش لیلا بود

من به سر چشمه خورشید نه خود بردم راه

ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خس بی سر و پایم که به سیل افتادم

او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

کافیست !!!!

 

یک نخ از جامه ی احرام تو ما را کافیست

نه که ما را ، همه خلق خدا را کافیست

پسر حضرت نرجس به جمالت نازم

گوهر مهر تو ما را به دو دنیا کافیست

در منی یا به حرم یا عرفات و مشعر

لحظه ای یاد کنی زین دل شیدا کافیست

گر تو راضی شوی از من ، همه روزم عرفه است

نامه ای گر شود از سوی تو امضاء کافیست 

مظلومتر از مظلوم


 

هنگام سجود خون به محراب بخفت

اسرار بسی داشت و در خود بنهفت

روزی برسد که مهدی افشا سازد

ژرفای کسی که راز با چاه بگفت

آرام ترنفس بکش آرام تر بگو

قال امیر المومنین علیه السلام :
ایها الناس ان الموت لا یفوته المقیم و لایعجزه الهارب لیس عن الموت محیص و من لم یمت یقتل و ان افضل الموت القتل، والذی نفسی بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی فراش.

حضرت علی علیه السلام فرمود :
ای مردم همانا ایستادگان و فراریان را از مرگ گریزی نیست و هر کس به مرگ طبیعی نمیرد کشته می شود و شهادت بهترین مرگ است و سوگند به خدائی که جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشیر آسانتر است بر من از مرگ در بستر.

وسائل الشیعه، ج11، ص8، حدیث12

این چشم ها به راه توبیدار مانده است
چشم انتظارت از دم افطار مانده است

برخیز و کوله بار محبت به دوش گیر
سرهای بی نوازش بسیار مانده است

با تو چه کرده ضربه آن تیغ زهردار
مانندفاطمه تنت ازکار مانده است

آنقدر زخم ضربه دشمن عمیق هست
زینب برای بستن آن زار مانده است

آرام ترنفس بکش آرام تر بگو
چندین نفس به لحظه دیدار مانده است

از آن زمان که شاخه یاست شکسته شد
چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است

سی سال رفته است ولی جای آن طناب
برروی دست و گردنت انگار مانده است

می دانی ای شکسته سر آل هاشمی
تاریخ زنده درپی تکرار مانده است

از بغض دشمنان به تو یک ضربه سهم توست
باقی آن برای علمدار مانده است

پی نوشت :

- یک سال دیگر بر ما گذشت ، بهترینها را برایمان رغم بزن ...

- رفقا ؛ این دستهای ساده و خالی دخیلتان    ما را فقط به رسم رفاقت دعا کنید .

- بابای مظلومم علی ، بابای مظلومم علی ، بابای مظلومم علی

مادر همه خوبیها


تقدیم به مادر همه خوبیها

حتی بهشت بی تو معطر نمی شود

خورشید و ماه بی تو منور نمی شود

بی بی ! اگر روز قیامت نیامدی

این را بدان ، بدون تو محشر نمی شود

عالم اگر برای دل من دعا کنند

قطعا دعای ویژه ی مادر نمی شود

کوثر تویی و شیر خدا ساقی شماست

حتی علی بدون تو حیدر نمی شود

رخسار نیلی و پهلو و زخم میخ

با کار خانه ، فاطمه بهتر نمی شود ...


پی نوشت :

- یا فاطر و بحق فاطمه ، یا فاطر و بحق فاطمه ، یا فاطر و بحق فاطمه

- بعضی وقتها خیلی فکر میکنم تنهام و حرفهای زیادی تو دلمه

- گفتن بعضی حرفها خیلی سخته .

- التماس دعا

حسین من حسین من

فرارسیدن ایام اربعین سیدالشهدا تسلیت باد

 

سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو

حسینم واحسین گفت و شنودم
زیارت نامه ام جسم کبودم
چه در زندان، چه در ویرانة شام
دعا می خواندم و یاد تو بودم

برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم

شفاعت پیغمبر (ص) درباره امتش

 میلاد ختم المرسلین و امام جعفر صادق  (ع) مبارک باد


خواست ختم انبیا از کردگار

گفت: کار امّتم با من گذار

تا نیابد اطّلاعی هیچ کس

برگناه امّت من یک نَفَس

حق تعالی گفتش – ای صدر کبار –

گر ببینی آن گناه بی‌شمار

تو نیاری تاب آن، حیران شوی

شرم داری وز میان پنهان شوی

چون بگشتی از گرامی‌تر کسی

پُر گنه هستند از امّت بسی

تو نیاری تاب چندانی گناه

امّت خود را رها کن با اِله

گر تو می‌خواهی که کس را در جهان

از گناه اُمّتت نبْود نشان

من چنان می‌خواهم – ای عالی گهر –

کز گنه‌شان، هم تو را نبْود خبر

تو مَنه پا در میان، رو بر کنار

کار امّت، روز و شب، با من گذار

کار امّت، چون نه کار مصطفاست

کی شود این کار، از حکم تو راست؟

هان مکن حکم و زبانْ کوتاه کن

بی تعصّب باش و عزم راه کن

آنچه ایشان کرده‌اند، آن پیش گیر

در سلامت، رو طریق خویش گیر.


منطق الطیر، عطار نیشابوری، تصحیح: محمّد جواد مشکور، تهران: الهام، 1384، ص 113.

غزل




گفتی:غزل بگو!چه بگویم؟مجال کو؟

شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

 

پر می زند دلم به هوای غزل،ولی

گیرم هوای پر زدنم هست،بال کو؟

 

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را

چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

 

تقویم چار فصل دلم را ورق زدم

آن برگ های سبز سر آغاز سال کو؟

 

رفتیم و پرسش ما بی جواب ماند

حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو؟


بعد از تحریر :

سلام ؛ چند وقتیه که دل و دماغ نوشتن و ندارم , برام دعا کنید .

یاعلی

خجل

ای زدست و سینه و بازوی تو حیدر،خجل!                   هم غلاف تیغ،هم مسمار در، هم در،خجل

با غروب آفتاب طلعت نورانی ات                                  گشته ام سر تا قدم از روی پیغمبر ،خجل

هم صدف بشکست،هم دردانه ات از دست رفت           سوختم بهر صدف،گردیدم از گوهر، خجل

همسرم را پیش چشم دخترم زینب زدند                    مردم از بس گشتم از آن نازنین دختر، خجل

گاه گاهی مرد خجلت می کشد از همسرش             مثل من،هرگز نگردد مردی از همسر،خجل

همسرم با چادر خاکی به خانه بازگشت                  از حسن گردیده ام تا دامن محشر، خجل

خواست زینب را بغل گیرد ولی ممکن نشد              مادر از دختر خجل شد،دختراز مادر،خجل

باغ را آتش زدند و مثل من هرگز نشد                     باغبان از غنچه و از لاله پرپر،خجل

بانگ "یا فضه خذینی" تا به گوش خود شنید          از کنیز خویش هم،شد فاتح خیبر،خجل

نظم "میثم" شعله زد،برجان اولاد علی                تا لب کوثر بود از ساقی کوثر،خجل

چشم آقاجان




هم مضاعف هم دو چندان کار و همت میکنیم

امر ، امر توست آقاجان اطاعت میکنیم

کوری چشم تمامی مسلمان چهره ها

با ، نگه بر چهره ی ماهت عبادت می کنیم

فخر دو جهان

سرزمين مکه زير ماهتاب
نيمه شب در انتظار آفتاب
ماه مي تابيد با صد هيمنه
بي توقع در سراي “آمنه”
آمدند از آسمان زيبارخان
از دل الماس گون آسمان
شست و شو دادند آن دردانه را
آن سرو آن سينه و آن شانه را
پرنيان آورده شد از آسمان
جاي دادنش ميان پرنيان
غرق شد از بوسه اندام و تنش
پرنيان سبز شد، پيراهنش
در ميان شانه اش چون يک سند
مهر تاييد نبوت را زدند
خاتم پيغمبران اين کودک است
مايه فخر جهان، اين کودک است
نام احمد(ص) يا محمد(ص) بعد از آن
گشت فخر اين جهان و آن جهان

شادباش

                     

** بــیــا شــادی کــنــان گـــرد هــم آئـیـم ** ** درِ شـــادی بــه روی هــم گــشـــائـیـم **

** بـه روز عــیــدالــّزهــراء ای عزیزان **         ** عـُمـر(ل) را یـک صــدا لـعــنـت نـمائیم **

** هـر آنـکـس حـاجــتـی دارد در ایـنـجـا **    ** بـخـواهـد حـاجـت خود را ز زهراء(س) **

** کــنــد شـــادی بـه مــرگ دشــمــن او **    ** کـه خـواهـد شـد روا حـاجـت در ایـنجا **

** نُـــه و ده از فــــروع دیـــن اســـــلام **       ** هـمـی بـاشـد تــــولـّـــی و تــــبــــّری **

** علی(ع) را این عمر(ل) خانه نشین کرد ** ** چـه ظـلـمـی بـر امــام مـتــقــیــن کرد **

** بـه کـیـش کــفــر رفــت آخــر ز دنـیـا **      ** بـه هـنـگـامـی کـه مُـردن را یقین کرد **